شرایط مطالبه تنصیف دارایی در ازدواج دائم در ابتدا بایستی گفت تنصیف دارایی در ازدواج دائم چیست؟

تنصیف دارایی یکی از شروط مالی مندرج در بسیاری از سندهای ازدواج است که در صورت وجود و امضای آن توسط زوجین و تحقق شرایط مقرر در عقدنامه، می‌تواند برای زوجه حق مالی ایجاد کند.

 یمنظور از تنصیف دارایی این است که زوج، در صورت تحقق شرایط شرط، تا نصف دارایی موجود خود را که در دوران زندگی مشترک از فعالیت و درآمد خود به دست آورده است، مطابق نظر دادگاه به زوجه منتقل کند یا معادل آن را به وی بپردازد. نکته مهم این است که عبارت «تا نصف دارایی» به معنای آن نیست که زن به صورت خودکار مالک نصف تمام اموال شوهر می‌شود. دادگاه باید با توجه به مفاد شرط مندرج در عقدنامه، شرایط پرونده و اموالی که زوج در دوران زوجیت تحصیل کرده است، میزان قابل انتقال را تعیین کند. بنابراین برای مطالبه تنصیف دارایی، صرف وجود مال به نام زوج کافی نیست و باید مشخص شود که مال مورد نظر در چه زمانی و از چه طریقی به دست آمده است. شرایط مطالبه تنصیف دارایی برای بررسی امکان اجرای شرط تنصیف دارایی، ابتدا باید متن شرط مندرج در سند ازدواج و امضای زوجین بررسی شود. پس از آن، شرایط مقرر در همان شرط باید مورد توجه قرار گیرد. یکی از موضوعات مهم این است که اموال مورد نظر در دوران زندگی مشترک به دست آمده باشند. در واقع، اصل بر این نیست که تمام دارایی فعلی زوج مشمول تنصیف باشد؛ بلکه باید دارایی‌ای که شرایط مقرر در شرط را دارد، شناسایی شود. همچنین وجود و مالکیت مال توسط زوج باید قابل احراز باشد. دادگاه در رسیدگی به موضوع می‌تواند مدارک مربوط به اموال و مالکیت زوج را بررسی کند تا مشخص شود چه اموالی در دوران زوجیت تحصیل شده و منشأ به دست آوردن آنها چه بوده است و همچنین فقط اموال موجود و متعلق به زوج در زمان رسیدگی قابل تنصیف است و اموالی که قبلاً از مالکیت او خارج شده، مشمول تنصیف نیست. از سوی دیگر، در متن معمول شرط تنصیف، شرایطی درباره نحوه درخواست طلاق و همچنین تخلف زوجه از وظایف زناشویی پیش‌بینی شده است، بنابراین در هر پرونده باید متن دقیق شرط امضاشده در عقدنامه بررسی شود و نمی‌توان صرفاً بر اساس عنوان «تنصیف دارایی» درباره استحقاق زوجه اظهارنظر کرد. آیا طلاق باید به درخواست زوج باشد؟ یکی از نکات مهم در شرط تنصیف دارایی، توجه به متن شرط مندرج در سند ازدواج است. در متن معمول این شرط، اجرای آن در صورتی پیش‌بینی شده که زوج بدون تخلف زوجه از وظایف زناشویی، با تصمیم خود درخواست طلاق داشته باشد. بنابراین در پرونده‌ای که طلاق به درخواست زوج مطرح شده است، زوجه می‌تواند در جریان رسیدگی، اجرای شرط تنصیف دارایی را نیز مطالبه کند؛ البته تحقق سایر شرایط مندرج در عقدنامه نیز باید بررسی شود.

 آیا عدم تمکین زوجه مانع تنصیف دارایی است؟

 موضوع تخلف زوجه از وظایف زناشویی نیز مورد توجه قرار گرفته است و همواره دادگاهها به ان توجه می نمایند بنابراین اگر زوج مدعی عدم تمکین زوجه باشد، صرف ادعا برای محروم کردن زوجه از شرط تنصیف کاف نیست و موضوع باید مطابق موازین قانونی در دادگاه بررسی و احراز شود و این ادعا مستند به رای قطعی دادگاه مبنی بر عدم تمکین زوجه می باشد باشد النهایه ، در بررسی هر پرونده باید مشخص شود که آیا شرایط مندرج در شرط عقدنامه تحقق یافته است یا خیر. به‌خصوص اگر درباره عدم تمکین زوجه رأی یا تصمیم قضایی وجود داشته باشد، مفاد آن می‌تواند در بررسی اجرای شرط اهمیت داشته باشد. آیا برای مطالبه تنصیف دارایی دادخواست جداگانه لازم است؟ یکی از نکات مهم درباره نحوه مطالبه تنصیف دارایی، این است که زوجه برای درخواست اجرای شرط تنصیف لزوماً نیازی به طرح دادخواست جداگانه ندارد. در رأی قطعی شماره 9309970907200411 مورخ 1393/05/14 صادرشده از شعبه 12 دیوان عالی کشور، موضوع دقیقاً مورد بررسی قرار گرفته است. در این پرونده، دادگاه تجدیدنظر اجرای شرط تنصیف را نیازمند تقدیم دادخواست جداگانه دانسته بود؛ اما دیوان عالی کشور این استدلال را نپذیرفت و با استناد به ماده 29 قانون حمایت خانواده، اعلام کرد که مطالبه حقوق مالی زوجه، از جمله اجرای شرط تنصیف، نیازمند تقدیم دادخواست جداگانه نیست. بر اساس این رأی، دادگاه رسیدگی‌کننده به طلاق باید با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج درباره حقوق مالی زوجه اتخاذ تصمیم کند. بنابراین، زوجه می‌تواند در همان پرونده‌ای که زوج برای طلاق اقدام کرده است، اجرای شرط تنصیف دارایی را مطالبه کند.

 

رأی مهم دیوان عالی کشور درباره تصنیف دارایی در دادنامه قطعی شماره 9309970907200411 مورخ 1393/05/14،

 شعبه 12 دیوان عالی کشور اعلام کرده است که دادگاه باید پس از بررسی سند ازدواج و احراز امضای زوجین در خصوص شرط تنصیف، درباره اموالی که زوج در دوران زوجیت تحصیل کرده است تحقیق و بررسی لازم را انجام دهد،دیوان عالی کشور تأکید کرده است که دادگاه باید اصل سند رسمی ازدواج یا رونوشت کامل آن را ملاحظه کند، امضای زوجین ذیل شرط را احراز کند و درباره اموال تحصیل‌شده در ایام زوجیت توسط زوج تحقیق نماید. در نتیجه، این رأی از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد دادگاه نمی‌تواند بدون بررسی شرایط و اموال، صرفاً به دلیل اینکه زوجه دادخواست جداگانه‌ای برای تنصیف ارائه نکرده است، درخواست او را نپذیرد. چه اموالی مشمول تنصیف دارایی می‌شوند؟ یکی از مهم‌ترین سؤالات در این زمینه، تعیین اموالی است که می‌توانند موضوع شرط تنصیف قرار گیرند. ملاک اصلی، بررسی زمان و منشأ تحصیل مال است. اگر زوج در دوران زندگی مشترک و از طریق فعالیت و درآمد خود مالی به دست آورده باشد، با توجه به شرایط مندرج در عقدنامه، امکان بررسی آن مال برای اجرای شرط تنصیف وجود دارد. برای مثال، در صورت تحقق سایر شرایط، اموالی مانند خانه، زمین، خودرو، ملک تجاری یا سایر دارایی‌هایی که زوج در دوران زندگی مشترک از طریق درآمد و فعالیت اقتصادی خود تحصیل کرده است، می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. البته صرف اینکه سند یک مال به نام زوج باشد، به تنهایی به معنای شمول قطعی آن در تنصیف نیست. دادگاه باید زمان تحصیل مال و نحوه به دست آمدن آن را بررسی کند. دیوان عالی کشور تأکید کرده است که دادگاه باید اصل سند رسمی ازدواج یا رونوشت کامل آن را ملاحظه کند، امضای زوجین ذیل شرط را احراز کند و درباره اموال تحصیل‌شده در ایام زوجیت توسط زوج تحقیق نماید. در نتیجه، این رأی از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد دادگاه نمی‌تواند بدون بررسی شرایط و اموال، صرفاً به دلیل اینکه زوجه دادخواست جداگانه‌ای برای تنصیف ارائه نکرده است، درخواست او را نپذیرد. چه اموالی مشمول تنصیف دارایی می‌شوند؟

 یکی از مهم‌ترین سؤالات در این زمینه، تعیین اموالی است که می‌توانند موضوع شرط تنصیف قرار گیرند. ملاک اصلی، بررسی زمان و منشأ تحصیل مال است. اگر زوج در دوران زندگی مشترک و از طریق فعالیت و درآمد خود مالی به دست آورده باشد، با توجه به شرایط مندرج در عقدنامه، امکان بررسی آن مال برای اجرای شرط تنصیف وجود دارد. برای مثال، در صورت تحقق سایر شرایط، اموالی مانند خانه، زمین، خودرو، ملک تجاری یا سایر دارایی‌هایی که زوج در دوران زندگی مشترک از طریق درآمد و فعالیت اقتصادی خود تحصیل کرده است، می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. البته صرف اینکه سند یک مال به نام زوج باشد، به تنهایی به معنای شمول قطعی آن در تنصیف نیست. دادگاه باید زمان تحصیل مال و نحوه به دست آمدن آن را بررسی کند.
 

 عدم امکان جمع سه حق مالی (اجرت‌المثل، نحله و تنصیف)

 
استناد به دادنامه شماره ۱۵ مورخ ۱۳۹۳/۰۵/۲۸ هیئت عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور: حقوق سه‌گانه (اجرت‌المثل، نحله، تنصیف) مانع‌الجمع هستند؛ یعنی نمی‌توان همزمان هر سه را مطالبه کرد. در این پرونده، دادگاه تجدیدنظر مبلغ نحله را حذف و اجرت‌المثل را به مبلغ ۲۰ میلیون ریال تعیین کرد ،البته اجرت المثل با تنصیف دارایی قابل جمع هستند و تعارضی ندارند آیا ارث شوهر شامل تنصیف دارایی می‌شود؟ خیر. یکی از نکات مهم در این زمینه در نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، منظور از دارایی موضوع شرط تنصیف، دارایی‌ای است که زوج به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از فعالیت خود به دست آورده باشد. بر همین اساس، دارایی‌هایی که قبل از زندگی مشترک وجود داشته‌اند و همچنین افزایش دارایی ناشی از عناوینی مانند ارث، هبه و وصیت به نفع زوج، مشمول شرط تنصیف نخواهند بود. بنابراین اگر شوهر در دوران زندگی مشترک مالی را از پدر یا مادر خود به ارث برده باشد، صرف اینکه این ارث در دوران زوجیت به او منتقل شده است، موجب نمی‌شود که آن مال مشمول تنصیف قرار گیرد. آیا هبه و هدیه به شوهر شامل تنصیف می‌شود؟ مطابق نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، افزایش دارایی زوج از طریق هبه نیز مشمول شرط تنصیف نیست. برای مثال، اگر در دوران زندگی مشترک، شخصی ملکی را به شوهر هبه کند، منشأ افزایش دارایی زوج، فعالیت و درآمد خود او نبوده است. بنابراین چنین مالی اصولاً در محدوده دارایی موضوع شرط تنصیف قرار نمی‌گیرد.
 

آیا وصیت به نفع شوهر مشمول تنصیف است؟

وصیت به نفع زوج نیز در نظریه مشورتی مذکور از مواردی دانسته شده که افزایش دارایی ناشی از آن مشمول شرط تنصیف نیست. در نتیجه، برای تشخیص شمول یک مال، تنها زمان به دست آمدن آن اهمیت ندارد؛ بلکه منشأ تحصیل مال نیز باید مورد توجه قرار گیرد. آیا مستثنیات دین شامل شرط تنصیف دارایی می‌شود؟ در نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، اداره کل حقوقی قوه قضائیه درباره ارتباط شرط تنصیف و مستثنیات دین نیز اظهارنظر کرده است. بر اساس این نظریه، شرط تنصیف دارایی از مصادیق دین محسوب نمی‌شود تا مقررات مربوط به مستثنیات دین موضوع ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی بر آن اعمال شود. بنابراین، شرط تنصیف دارایی از نظر ماهیت با یک دین معمولی که شخص به دیگری بدهکار است تفاوت دارد و نمی‌توان صرفاً با استناد به مقررات مستثنیات دین، موضوع را منتفی دانست. البته تشخیص اینکه یک مال مشخص مشمول شرط تنصیف است یا خیر، همچنان نیازمند بررسی شرایط عقدنامه، نحوه تحصیل مال و سایر اوضاع و احوال پرونده است و البته تفسیر های مختلفی در این خصوص می تواند در دادگاهها باشد آیا تنصیف دارایی به معنای نصف شدن تمام اموال شوهر است؟ خیر. یکی از اشتباهات رایج این است که تصور شود با وجود شرط تنصیف، زوجه خودکار مالک 50 درصد تمام اموال زوج می‌شود. در حالی که عبارت شرط، «تا نصف دارایی» است و دادگاه باید شرایط مقرر در عقدنامه و وضعیت اموال را بررسی کند. بنابراین ممکن است در یک پرونده، تمام دارایی زوج قابل محاسبه نباشد و فقط بخشی از اموال که شرایط مقرر را دارند، در بررسی دادگاه مورد توجه قرار گیرند. همچنین تعیین میزان انتقال نیز با توجه به شرایط پرونده و مفاد شرط انجام می‌شود و «تا نصف» به معنای الزام همیشگی به انتقال دقیقاً 50 درصد از تمام دارایی‌های زوج نیست. آیا اجرت‌المثل و تنصیف دارایی با هم قابل مطالبه هستند؟ این موضوع نیز در نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05 بررسی شده است. بر اساس این نظریه، مطالبه اجرت‌المثل ایام زوجیت با اجرای شرط تنصیف دارایی منافاتی ندارد و این دو حق می‌توانند با یکدیگر جمع شوند. بنابراین، وجود شرط تنصیف در عقدنامه لزوماً به این معنا نیست که زوجه از مطالبه اجرت‌المثل محروم می‌شود. البته استحقاق هر یک از این حقوق باید جداگانه و بر اساس شرایط قانونی مربوط به آن بررسی شود.

  از نکات مهم در این زمینه در نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه مورد بررسی قرار گرفته است.

بر اساس نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، منظور از دارایی موضوع شرط تنصیف، دارایی‌ای است که زوج بصورت مستقیم یا غیرمستقیم از فعالیت خود به دست آورده باشد. بر همین اساس، دارایی‌هایی که قبل از زندگی مشترک وجود داشته‌اند و همچنین افزایش دارایی ناشی از عناوینی مانند ارث، هبه و وصیت به نفع زوج، مشمول شرط تنصیف نخواهند بود. بنابراین اگر شوهر در دوران زندگی مشترک مالی را از پدر یا مادر خود به ارث برده باشد، صرف اینکه این ارث در دوران زوجیت به او منتقل شده است، موجب نمی‌شود که آن مال مشمول تنصیف قرار گیرد. آیا هبه و هدیه به شوهر شامل تنصیف می‌شود؟ مطابق نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، افزایش دارایی زوج از طریق هبه نیز مشمول شرط تنصیف نیست. برای مثال، اگر در دوران زندگی مشترک، شخصی ملکی را به شوهر هبه کند، منشأ افزایش دارایی زوج، فعالیت و درآمد خود او نبوده است. بنابراین چنین مالی اصولاً در محدوده دارایی موضوع شرط تنصیف قرار نمی‌گیرد. آیا وصیت به نفع شوهر مشمول تنصیف است؟ وصیت به نفع زوج نیز در نظریه مشورتی مذکور از مواردی دانسته شده که افزایش دارایی ناشی از آن مشمول شرط تنصیف نیست. در نتیجه، برای تشخیص شمول یک مال، تنها زمان به دست آمدن آن اهمیت ندارد؛ بلکه منشأ تحصیل مال نیز باید مورد توجه قرار گیرد. آیا مستثنیات دین شامل شرط تنصیف دارایی می‌شود؟ در نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، اداره کل حقوقی قوه قضائیه درباره ارتباط شرط تنصیف و مستثنیات دین نیز اظهارنظر کرده است. بر اساس این نظریه، شرط تنصیف دارایی از مصادیق دین محسوب نمی‌شود تا مقررات مربوط به مستثنیات دین موضوع ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی بر آن اعمال شود. بنابراین، شرط تنصیف دارایی از نظر ماهیت با یک دین معمولی که شخص به دیگری بدهکار است تفاوت دارد و نمی‌توان صرفاً با استناد به مقررات مستثنیات دین، موضوع را منتفی دانست. البته تشخیص اینکه یک مال مشخص مشمول شرط تنصیف است یا خیر، همچنان نیازمند بررسی شرایط عقدنامه، نحوه تحصیل مال و سایر اوضاع و احوال پرونده است.
 

آیا تنصیف دارایی به معنای نصف شدن تمام اموال شوهر است؟ خیر

یکی از اشتباهات رایج این است که تصور شود با وجود شرط تنصیف، زوجه خودکار مالک 50 درصد تمام اموال زوج می‌شود. در حالی که عبارت شرط، «تا نصف دارایی» است و دادگاه باید شرایط مقرر در عقدنامه و وضعیت اموال را بررسی کند. بنابراین ممکن است در یک پرونده، تمام دارایی زوج قابل محاسبه نباشد و فقط بخشی از اموال که شرایط مقرر را دارند، در بررسی دادگاه مورد توجه قرار گیرند. همچنین تعیین میزان انتقال نیز با توجه به شرایط پرونده و مفاد شرط انجام می‌شود و «تا نصف» به معنای الزام همیشگی به انتقال دقیقاً 50 درصد از تمام دارایی‌های زوج نیست. آیا اجرت‌المثل و تنصیف دارایی با هم قابل مطالبه هستند؟
 این موضوع نیز در نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05 بررسی شده است. بر اساس این نظریه، مطالبه اجرت‌المثل ایام زوجیت با اجرای شرط تنصیف دارایی منافاتی ندارد و این دو حق می‌توانند با یکدیگر جمع شوند. بنابراین، وجود شرط تنصیف در عقدنامه لزوماً به این معنا نیست که زوجه از مطالبه اجرت‌المثل محروم می‌شود. البته استحقاق هر یک از این حقوق باید جداگانه و بر اساس شرایط قانونی مربوط به ا ن بررسی شود 
 

آیا ارث شوهر شامل تنصیف دارایی می‌شود؟ خیر

 یکی از نکات مهم در این زمینه در نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، منظور از دارایی موضوع شرط تنصیف، دارایی‌ای است که زوج به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از فعالیت خود به دست آورده باشد. بر همین اساس، دارایی‌هایی که قبل از زندگی مشترک وجود داشته‌اند و همچنین افزایش دارایی ناشی از عناوینی مانند ارث، هبه و وصیت به نفع زوج، مشمول شرط تنصیف نخواهند بود. بنابراین اگر شوهر در دوران زندگی مشترک مالی را از پدر یا مادر خود به ارث برده باشد، صرف اینکه این ارث در دوران زوجیت به او منتقل شده است، موجب نمی‌شود که آن مال مشمول تنصیف قرار گیرد. آیا هبه و هدیه به شوهر شامل تنصیف می‌شود؟ مطابق نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، افزایش دارایی زوج از طریق هبه نیز مشمول شرط تنصیف نیست. برای مثال، اگر در دوران زندگی مشترک، شخصی ملکی را به شوهر هبه کند، منشأ افزایش دارایی زوج، فعالیت و درآمد خود او نبوده است. بنابراین چنین مالی اصولاً در محدوده دارایی موضوع شرط تنصیف قرار نمی‌گیرد. آیا وصیت به نفع شوهر مشمول تنصیف است؟ وصیت به نفع زوج نیز در نظریه مشورتی مذکور از مواردی دانسته شده که افزایش دارایی ناشی از آن مشمول شرط تنصیف نیست. در نتیجه، برای تشخیص شمول یک مال، تنها زمان به دست آمدن آن اهمیت ندارد؛ بلکه منشأ تحصیل مال نیز باید مورد توجه قرار گیرد. آیا مستثنیات دین شامل شرط تنصیف دارایی می‌شود؟ در نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05، اداره کل حقوقی قوه قضائیه درباره ارتباط شرط تنصیف و مستثنیات دین نیز اظهارنظر کرده است. بر اساس این نظریه، شرط تنصیف دارایی از مصادیق دین محسوب نمی‌شود تا مقررات مربوط به مستثنیات دین موضوع ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی بر آن اعمال شود. بنابراین، شرط تنصیف دارایی از نظر ماهیت با یک دین معمولی که شخص به دیگری بدهکار است تفاوت دارد و نمی‌توان صرفاً با استناد به مقررات مستثنیات دین، موضوع را منتفی دانست. البته تشخیص اینکه یک مال مشخص مشمول شرط تنصیف است یا خیر، همچنان نیازمند بررسی شرایط عقدنامه، نحوه تحصیل مال و سایر اوضاع و احوال پرونده است.

 

آیا تنصیف دارایی به معنای نصف شدن تمام اموال شوهر است؟ خیر

یکی از اشتباهات رایج این است که تصور شود با وجود شرط تنصیف، زوجه خودکار مالک 50 درصد تمام اموال زوج می‌شود. در حالی که عبارت شرط، «تا نصف دارایی» است و دادگاه باید شرایط مقرر در عقدنامه و وضعیت اموال را بررسی کند. بنابراین ممکن است در یک پرونده، تمام دارایی زوج قابل محاسبه نباشد و فقط بخشی از اموال که شرایط مقرر را دارند، در بررسی دادگاه مورد توجه قرار گیرند. همچنین تعیین میزان انتقال نیز با توجه به شرایط پرونده و مفاد شرط انجام می‌شود و «تا نصف» به معنای الزام همیشگی به انتقال دقیقاً 50 درصد از تمام دارایی‌های زوج نیست. آیا اجرت‌المثل و تنصیف دارایی با هم قابل مطالبه هستند؟ این موضوع نیز در نظریه مشورتی شماره 7/98/1330 مورخ 1398/09/05 بررسی شده است. بر اساس این نظریه، مطالبه اجرت‌المثل ایام زوجیت با اجرای شرط تنصیف دارایی منافاتی ندارد و این دو حق می‌توانند با یکدیگر جمع شوند. بنابراین، وجود شرط تنصیف در عقدنامه لزوماً به این معنا نیست که زوجه از مطالبه اجرت‌المثل محروم می‌شود. البته استحقاق هر یک از این حقوق باید جداگانه و بر اساس شرایط قانونی مربوط به ان بررسی شود.