رأی وحدت رویه شماره  ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۳۱۶۴۸۷  هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تحلیلی بر حدود شمول قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها در روستاهای فاقد طرح هادی مصوب

مقدمه

رأی وحدت رویه شماره     ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۳۱۶۴۸۷    مورخ ۱۴۰۳/۶/۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری را باید از جمله آرایی دانست که در حوزه ساخت‌وسازهای روستایی، نسبت میان دهیاری، بنیاد مسکن، کمیسیون موضوع تبصره ۱ ماده ۱ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها و کمیسیون موضوع تبصره ۲ ذیل بند ۳ ماده ۹۹ قانون شهرداری را با اهمیت ویژه‌ای مورد توجه قرار داده است. اهمیت این رأی از آن جهت است که در بسیاری از روستاها، به‌ویژه روستاهایی که دارای کد آبادی، شورای اسلامی و دهیاری هستند اما هنوز طرح هادی مصوب ندارند، این تصور وجود دارد که صدور پروانه ساختمانی از سوی دهیاری به‌تنهایی برای مشروعیت ساخت‌وساز کافی است و پس از صدور پروانه، بنا از تعرض مراجع اداری و صدور رأی تخریب مصون خواهد بود. اما بررسی دقیق رأی هیأت عمومی نشان می‌دهد که موضوع به این سادگی نیست. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از یک سو، وجود دهیاری و ضرورت اخذ پروانه ساختمانی برای ساخت‌وساز در چنین روستاهایی را پذیرفته و از سوی دیگر تصریح کرده است که فاقد طرح هادی مصوب بودن روستا، موجب خروج اراضی آن از شمول قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها نمی‌شود. به بیان دیگر، در روستای فاقد طرح هادی مصوب، دو موضوع باید از یکدیگر تفکیک شود: نخست، ضوابط و مقررات فنی و ساختمانی که مبنای صدور پروانه است ودوم، وضعیت کاربری زمین و امکان قانونی تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها. این دو موضوع هرچند در فرآیند صدور مجوز با یکدیگر ارتباط دارند، اما از نظر حقوقی یکسان نیستند. از همین نقطه، اهمیت اصلی رأی وحدت رویه آشکار می‌شود

۱. منشأ صدور رأی وحدت رویه چه بود؟

موضوع از آنجا آغاز شد که در خصوص ساخت‌وساز در اراضی روستایی دارای کد آبادی، شورای اسلامی و دهیاری، ولی فاقد طرح هادی مصوب، دو رأی متفاوت از یک شعبه دیوان عدالت اداری صادر شده بود. در یک پرونده، شعبه هشتم دیوان عدالت اداری با توجه به نظر کارشناس رسمی که بنا را از حیث ضوابط فنی و بهداشتی مناسب و مجاور آن را دارای کاربری مسکونی اعلام کرده بود، رأی کمیسیون موضوع ماده ۹۹ مبنی بر تخریب را نقض و به جای تخریب، موضوع جریمه را مورد توجه قرار داده بود. اما در پرونده‌ای دیگر، همان شعبه شکایت مالک را رد و رأی کمیسیون ماده ۹۹ مبنی بر قلع و تخریب بنا را تأیید کرده بود. در نتیجه، با توجه به تعارض موجود، موضوع در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مطرح شد تا تکلیف حقوقی این وضعیت مشخص شود. مسئله اصلی هیأت عمومی این بود: آیا قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها بر ساخت‌وساز در روستاهایی که دارای کد آبادی، شورای اسلامی و دهیاری هستند ولی طرح هادی مصوب ندارند، حاکم است یا خیر؟ پاسخ هیأت عمومی به این پرسش، مثبت بود.

۲. نکته مهم مربوط است   تبصره ۵ ماده ۱ قانون حفظ کاربری باید ابتدا به تبصره ۵ ماده ۱ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها توجه کرد. به موجب این تبصره، اراضی داخل محدوده قانونی روستاها که دارای طرح هادی مصوب هستند، تابع ضوابط طرح هادی بوده و از شمول مقررات قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها خارج می‌شوند.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از همین حکم، یک استدلال مهم حقوقی استخراج کرده است. اگر قانون‌گذار، روستاهای دارای طرح هادی مصوب را از شمول قانون حفظ کاربری خارج کرده باشد، مفهوم مخالف آن این است که روستاهای فاقد طرح هادی مصوب، صرف وجود دهیاری، شورای اسلامی یا کد آبادی، به‌صورت خودکار از شمول قانون حفظ کاربری خارج نمی‌شوند. بنابراین، نمی‌توان صرفاً با این استدلال که: «این ملک داخل روستا قرار دارد و روستا دارای دهیاری است» نتیجه گرفت که قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها دیگر در مورد زمین اجرا نمی‌شود. این همان نقطه‌ای است که رأی هیأت عمومی اهمیت پیدا می‌کند. 

3-آیا وجود دهیاری، شورای اسلامی و کد آبادی موجب تغییر ماهیت قانونی زمین می‌شود؟ 

پاسخ رأی هیأت عمومی به این پرسش روشن است: خیر. صرف وجود دهیاری، شورای اسلامی روستا یا اختصاص کد آبادی، به‌تنهایی موجب تغییر ماهیت قانونی زمین نمی‌شود. به بیان دیگر، قرار گرفتن یک ملک در محدوده روستایی دارای دهیاری، لزوماً به این معنا نیست که زمین از شمول مقررات مربوط به اراضی زراعی و باغ‌ها خارج شده است. دهیاری در حدود صلاحیت‌های قانونی خود می‌تواند نسبت به صدور پروانه ساختمانی اقدام کند؛ اما صدور پروانه ساختمانی با مجوز تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها دو موضوع متفاوت است و نباید این دو صلاحیت با یکدیگر خلط شوند.

بنابراین ممکن است ملکی هم‌زمان دارای شرایط زیر باشد: در یک روستای دارای دهیاری واقع شده باشد؛ برای آن پروانه ساختمانی صادر شده باشد؛ ضوابط فنی و ساختمانی آن توسط بنیاد مسکن بررسی شده باشد؛ اما از نظر مقررات قانونی، همچنان زمین زراعی یا باغی محسوب شود؛ و روستا نیز فاقد طرح هادی مصوب باشد. در چنین وضعیتی، صرف صدور پروانه ساختمانی، به‌خودی‌خود به معنای دریافت مجوز تغییر کاربری نیست و در صورت شمول قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها، مقررات آن قانون همچنان باید مورد توجه قرار گیرد. نکته اساسی رأی هیأت عمومی نیز همین تفکیک میان صلاحیت صدور پروانه ساختمانی و صلاحیت قانونی مربوط به تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها است.

 

۴. نقش بنیاد مسکن در روستاهای فاقد طرح هادی و جایگاه پروانه ساختمانی دهیاری یکی از پرسش‌های مهم در خصوص روستاهای فاقد طرح هادی مصوب این است که در چنین شرایطی، مبنای تعیین ضوابط ساخت‌وساز و صدور پروانه ساختمانی چیست؟

هیأت عمومی با استناد به تبصره ۳ ماده ۴ آیین‌نامه استفاده از اراضی، احداث بنا و تأسیسات در خارج از حریم شهرها و محدوده روستاها، به این موضوع پرداخته است. در روستاهایی که فاقد طرح هادی هستند، ضوابط موقت مربوط به نحوه استفاده از اراضی و احداث بنا و تأسیسات، توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تهیه می‌شود. این ضوابط با رعایت طرح‌های بالادستی و مقررات مربوط، می‌تواند مبنای بررسی وضعیت ساخت‌وساز و صدور پروانه ساختمانی قرار گیرد. در نتیجه، فقدان طرح هادی مصوب به معنای فقدان هرگونه ضابطه برای ساخت‌وساز در روستا نیست. در این شرایط نیز ساخت‌وساز باید بر اساس ضوابط و مقررات مربوط انجام شود و صدور پروانه ساختمانی از سوی مرجع صالح، همچنان ضرورت دارد. با این حال، ضوابط تهیه‌شده توسط بنیاد مسکن صرفاً ناظر بر ضوابط ساخت‌وساز و نحوه استقرار بناست و جایگزین مقررات قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها نمی‌شود. به همین دلیل، باید میان دو موضوع تفکیک قائل شد: نخست، ضوابط ساخت‌وساز: این بخش به نحوه احداث بنا، محل استقرار ساختمان، ضوابط فنی و ساختمانی و شرایط صدور پروانه مربوط می‌شود و بنیاد مسکن در چارچوب مقررات مربوط، در این حوزه نقش دارد. دوم، تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها: این موضوع تابع مقررات قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌هاست و در مواردی که زمین مشمول این قانون باشد، بررسی آن در صلاحیت مرجع قانونی مربوط، از جمله کمیسیون موضوع تبصره ۱ ماده ۱ قانون حفظ کاربری، قرار می‌گیرد. بنابراین، بررسی و تأیید ضوابط ساخت‌وساز توسط بنیاد مسکن، به‌تنهایی موجب خروج زمین از شمول قانون حفظ کاربری یا ایجاد مجوز تغییر کاربری نخواهد شد. 

۵. تکلیف مرجع صادرکننده پروانه ساختمانی چیست؟

 یکی از نکات مهم رأی هیأت عمومی، تعیین تکلیف مرجع صادرکننده پروانه ساختمانی در روستاهای فاقد طرح هادی مصوب است. هیأت عمومی با استناد به ماده ۱۰ و تبصره ۲ آیین‌نامه استفاده از اراضی، احداث بنا و تأسیسات، بر ضرورت اخذ پروانه ساختمانی پیش از احداث بنا تأکید کرده است. بنابراین، ساخت‌وساز در این روستاها نیز نمی‌تواند بدون رعایت تشریفات و مقررات مربوط به صدور پروانه انجام شود. از سوی دیگر، مرجع صادرکننده پروانه نمی‌تواند وضعیت قانونی زمین از حیث شمول یا عدم شمول مقررات حفظ کاربری را نادیده بگیرد. بر اساس رأی هیأت عمومی، مراجع صدور پروانه ساخت‌وساز در اراضی روستایی فاقد طرح هادی مصوب مکلف‌اند پیش از هرگونه اقدام، نظریه کمیسیون موضوع تبصره ۱ ماده ۱ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها را اخذ کنند. در نتیجه، صدور پروانه ساختمانی در چنین اراضی، مستلزم توجه هم‌زمان به دو دسته مقررات است: از یک سو مقررات مربوط به ساخت‌وساز و صدور پروانه و از سوی دیگر، در صورت شمول، مقررات قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها. به همین دلیل، نمی‌توان صرف صدور پروانه ساختمانی را دلیل بر این دانست که تمامی الزامات قانونی مربوط به تغییر کاربری نیز رعایت شده است. پروانه ساختمانی ناظر بر مجاز بودن احداث بنا از حیث ضوابط ساختمانی و مقررات مربوط به ساخت‌وساز است؛ در حالی که مجوز تغییر کاربری، در موارد مشمول قانون حفظ کاربری، ناظر بر قانونی بودن تغییر استفاده از اراضی زراعی و باغ‌هاست. بنابراین، این دو مجوز از نظر موضوع، مبنا و مرجع قانونی، یکسان نیستند و وجود یکی لزوماً به معنای وجود دیگری نیست

6- پروانه ساختمانی؛ مجوز ساخت یا سپر در برابر قلع‌وقمع؟ آیا داشتن پروانه ساختمانی مانع قلع‌وقمع بنا می‌شود؟

پاسخ خیر است. اما برای رسیدن به پاسخ دقیق، باید به مفاد رأی وحدت رویه توجه کرد. رأی وحدت رویه مورد بحث، در قسمت پایانی خود درباره وضعیتی حکم داده که در آن، ساخت‌وساز بدون پروانه ساختمانی و بدون اخذ استعلام از وزارت جهاد کشاورزی و کمیسیون تبصره ۱ ماده ۱ قانون حفظ کاربری انجام شده است. بنابراین، اگر مالک دارای پروانه رسمی ساختمانی از دهیاری باشد، وضعیت او دقیقاً با فرضی که هیأت عمومی در قسمت پایانی رأی درباره آن تصمیم گرفته، یکسان نیست. البته داشتن پروانه ساختمانی نیز به این معنا نیست که بنا در هر شرایطی از قلع‌وقمع مصون است؛ زیرا ممکن است زمین مشمول قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها باشد و تغییر کاربری آن بدون مجوز قانونی انجام شده باشد. با این حال، در چنین شرایطی نمی‌توان صرفاً با استناد به این رأی وحدت رویه و بدون بررسی وضعیت پروانه ساختمانی، نوع کاربری زمین و سایر مجوزهای قانونی، حکم به قلع‌وقمع بنا را توجیه کرد. باید ابتدا مشخص شود که وضعیت واقعی ملک با شرایطی که هیأت عمومی در رأی خود درباره آن تعیین تکلیف کرده، مطابقت دارد یا خیر. 

در نهایت رأی وحدت رویه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۳۱۶۴۸۷ یک نکته مهم را روشن کرده است: در روستاهای فاقد طرح هادی مصوب، صرف وجود دهیاری و صدور پروانه ساختمانی، به‌تنهایی به معنای خروج زمین از شمول قانون حفظ کاربری نیست.