حدود و اختیارات شورای اصلاحات ارضی در نظام حقوقی کشور
ارضی عمدتاً ناظر بر اختلافات، اشتباهات و مسائل ناشی از اجرای مقررات اصلاحات ارضی و اسناد تنظیمشده در اجرای آن است. مبنای اصلی این صلاحیت، ماده ۳۸ آییننامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳، ماده ۶ قانون مواد الحاقی به آییننامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۶ و ماده ۲ لایحه قانونی راجع به تکمیل پارهای از مواد قانون اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۵۹ است.
1. اصلاح، اقاله یا ابطال اسناد اصلاحات ارضی مطابق ماده ۳۸ آییننامه اصلاحات ارضی
هرگاه در اسنادی که در اجرای مقررات اصلاحات ارضی تنظیم شده اشتباهی رخ داده باشد، شورای اصلاحات ارضی میتواند حسب مورد نسبت به اصلاح، اقاله یا ابطال سند اتخاذ تصمیم نماید. رأی شورا برای دفاتر اسناد رسمی و ادارات ثبت اسناد و املاک لازمالاجراست. با این حال، این اختیار مطلق نیست و شورا نمیتواند تحت عنوان اصلاح سند، ماهیت حق مالکیت اشخاص را تغییر دهد. در همین راستا، دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۰۹۵۵۷۰۰۴۳۸ مورخ ۱۳۹۵/۰۲/۱۵ شعبه هفتم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری تصریح کرده است: «فقط اصلاح اشتباهات قلمی اسناد تنظیمی از قبیل اشتباه در نام، مشخصات متعاملین، ملک و ثمن و غیره در حیطه اختیارات شورای اصلاحات ارضی است و شورا نمیتواند شخص یا اشخاص فاقد مالکیت را مالک و یا میزان مالکیت فرد یا افراد را تغییر دهد.» بنابراین، اصلاح سند باید در حدود رفع اشتباه باشد و نمیتواند وسیلهای برای ایجاد مالکیت جدید یا تغییر میزان مالکیت اشخاص قرار گیرد
2. رفع اشتباهات مربوط به نحوه واگذاری اراضی تشخیص استحقاق زارع صاحب نسق
میزان زمین واگذارشده و اصلاح اشتباهات واقعشده در نحوه واگذاری یا تنظیم اسناد اصلاحات ارضی، در حدود مقررات مربوط، در صلاحیت شورای اصلاحات ارضی است.طبق رأی وحدت رویه شماره ۷۰۲ مورخ ۱۳۸۶/۰۵/۰۲ هیأت عمومی دیوان عالی کشور نیز این صلاحیت را تأیید کرده و مقرر داشته است که واگذاری اراضی کشاورزی به زارعین صاحب نسق و تشخیص استحقاق و میزان زمین واگذارشده تابع مقررات خاص اصلاحات ارضی است و در صورت وقوع اشتباه در نحوه واگذاری یا تنظیم سند، اصلاح آن وفق ماده ۳۸ آییننامه اصلاحات ارضی در صلاحیت شورای اصلاحات ارضی قرار دارد. بنابراین، شورا در این قسمت میتواند اشتباه واقعشده در اجرای مقررات اصلاحات ارضی را اصلاح کند، نه اینکه مستقلاً درباره اصل مالکیت اشخاص تصمیمگیری کند.
3. تشخیص زارع و صاحب نسق بودن متصرف به موجب ماده ۶ قانون مواد الحاقی به آییننامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۶،
هرگاه اختلافی در تشخیص اینکه شخص، زارع ملکی است که در تصرف دارد یا آن را در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۴۰ به عنوان زارع صاحب نسق در تصرف داشته یا رابطه او با ملک بر اساس دیگری است ایجاد شود، رفع اختلاف با سازمان اصلاحات ارضی است و رأی سازمان در این خصوص قاطع است. همچنین دعاوی مطروحه در محاکم قضایی که هنوز منتهی به حکم قطعی نشدهاند، تابع مقررات این ماده خواهند بود.
6. رسیدگی به اختلافات مربوط به نسق زراعی و اسناد آن
بر اساس رأی وحدت رویه ۷۰۲، اختلافات مربوط به تصرفات مبنای نسق زراعی و اشتباهات واقعشده در اسناد تنظیمی در اجرای مقررات اصلاحات ارضی تابع صلاحیت خاص مراجع اصلاحات ارضی است. هیأت عمومی دیوان عالی کشور تصریح کرده است: «مقررات مربوط به رسیدگی به اختلافات مربوط به نسق زراعی و اسناد مربوط به آن به موجب مقررات خاص در صلاحیت سازمان اصلاحات ارضی مقرر گردیده و مقررات عمومی ناظر به صلاحیت عام مراجع قضایی در مقام تعارض ناسخ و یا مخصص مقررات خاص نخواهد بود.» بنابراین، در مواردی که اختلاف واقعاً در چارچوب اجرای مقررات اصلاحات ارضی و اشتباه در اسناد یا نحوه واگذاری باشد، نمیتوان صرف وجود صلاحیت عام دادگاهها را موجب نفی صلاحیت خاص شورای اصلاحات ارضی دانست
4. اظهارنظر درباره رعایت حقوق مالک و زارع شورا در حدود مقررات اصلاحات ارضی
شورای اصلاحات ارضی میتواند درباره رعایت حقوق مالک و زارع و مسائل ناشی از اجرای مقررات مذکور اظهارنظر کند؛ از جمله در موارد مربوط به حقوق ناشی از نسق و حق ریشه، مشروط بر اینکه اظهارنظر شورا در چهارچوب صلاحیت قانونی آن و در ارتباط با اجرای مقررات اصلاحات ارضی باشد.
5. تشخیص برخی معاملات و نقلوانتقالات ممنوع در مواردی که قانون
تشخیص معاملات و نقلوانتقالاتی را که با هدف فرار از اجرای مقررات اصلاحات ارضی انجام شدهاند به شورای اصلاحات ارضی واگذار کرده است، شورا میتواند در حدود همان مقررات اقدام نماید؛ از جمله موضوع تبصره ۵ ماده ۲ قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی.
6. محدودیت صلاحیت شورا پس از ختم پروندههای اصلاحات ارضی یکی از محدودیتهای مهم صلاحیت شورا
قانون ترتیب رسیدگی و ختم پروندههای اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۵۴ است. بر اساس این قانون، پروندههایی که در اجرای مقررات اصلاحات ارضی منتهی به تنظیم سند واگذاری شده و در مهلت مقرر نسبت به آنها اعتراض نشده باشد، مختومه تلقی میشوند. در آرای شعب دیوان عدالت اداری نیز تأکید شده است که پس از ختم پرونده، شورا نمیتواند با ورود ماهوی مجدد، مالکیت جدید ایجاد یا میزان مالکیت اشخاص را تغییر دهد و صلاحیت آن در حدود قانونی، از جمله رفع اشتباهات قلمی، باقی خواهد ماند. در همین زمینه، در یکی از آرای دیوان عدالت اداری تصریح شده است: «کلیه پروندههایی که تا تاریخ تصویب قانون ذکر شده و در اجرای مقررات قانون اصلاحات ارضی منجر به تنظیم سند واگذاری شده و اعتراضی نسبت به آن نرسیده مختومه تلقی میگردد ... و ایجاد مالکیت جدید مغایر با مقررات قانون فوق میباشد.
7. شورا نمیتواند با عنوان اصلاح اشتباه، مالکیت ایجاد یا تغییر دهد
این موضوع بهطور خاص در دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۰۹۵۵۷۰۰۴۳۸ مورخ ۱۳۹۵/۰۲/۱۵ شعبه هفتم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری مورد تأکید قرار گرفته است. مطابق این رأی، شورای اصلاحات ارضی نمیتواند: شخص فاقد مالکیت را مالک اعلام کند؛ میزان مالکیت شخص را تغییر دهد؛ با عنوان اصلاح اشتباه قلمی، حق جدید ایجاد کند؛ یا حقوق مالکانه اشخاص را جابهجا نماید. در نتیجه، هرگاه تصمیم شورا از حدود اصلاح اشتباهات قلمی و اشتباهات قانونی ناشی از اجرای مقررات اصلاحات ارضی فراتر رود و در واقع متضمن ایجاد یا تغییر حق مالکیت باشد، تصمیم شورا فاقد وجاهت قانونی خواهد بود.
8. مرز صلاحیت شورا با صلاحیت دادگاه صلاحیت شورای اصلاحات ارضی
صلاحیتی خاص و محدود به مقررات اصلاحات ارضی است و شورا مرجع عام رسیدگی به دعاوی مالکیت و تصرف نیست. بنابراین باید میان دو وضعیت تفکیک کرد:
الف) موضوع در صلاحیت شورا اگر موضوع صرفاً ناظر بر مواردی مانند: اشتباه در نام یا مشخصات مالک و زارع؛ اشتباه در مشخصات ملک؛ اشتباه در ثمن؛ اشتباه در تنظیم سند اصلاحات ارضی؛ اشتباه در نحوه واگذاری؛ یا تشخیص زارع و صاحب نسق در حدود ماده ۶ قانون مواد الحاقی باشد، موضوع در چهارچوب صلاحیت خاص شورای اصلاحات ارضی قرار میگیرد.
ب) موضوع در صلاحیت دادگاه اما اگر موضوع مستلزم رسیدگی به اصل مالکیت یا ایجاد و سلب حق مالکیت باشد، موضوع از حدود صلاحیت شورا خارج است. در این خصوص، شعبه ۳۴ دیوان عالی کشور در پروندهای که خواسته خواهانها اثبات مالکیت و الزام به تنظیم سند رسمی بود، تصریح کرد: «صلاحیت شورای اصلاحات ارضی طبق ماده ۳۸ آییننامه قانون اصلاحات ارضی و رأی وحدت رویه شماره ۷۰۲ ... رسیدگی به اشتباهاتی است که در نحوه واگذاری اراضی و تنظیم سند صورت گرفته است.» و با توجه به اینکه خواسته، اثبات مالکیت و الزام به تنظیم سند رسمی بود، اعلام کرد: «خواسته مطرح شده از امور ترافعی و محتاج رسیدگی در دادگاه است.» بنابراین، صرف ارتباط یک ملک با اصلاحات ارضی، موجب نمیشود که هر دعوای مالکیتی درباره آن ملک در صلاحیت شورای اصلاحات ارضی قرار گیرد. ولذا در پایان با جمع مواد قانونی و آرای مذکور، میتوان گفت: شورای اصلاحات ارضی مرجع خاص رسیدگی به اشتباهات و اختلافات ناشی از اجرای مقررات اصلاحات ارضی، نحوه واگذاری، تشخیص زارع و اشتباهات اسناد اصلاحات ارضی است؛ اما این صلاحیت، مجوز ایجاد، سلب یا تغییر اصل مالکیت اشخاص نیست.
به عبارت واضح تر شورا میتواند «اشتباه را اصلاح کند»، اما نمیتواند از طریق عنوان «اصلاح اشتباه»، «حق مالکیت جدید ایجاد یا میزان مالکیت موجود را تغییر دهد». از سوی دیگر، اثبات مالکیت، الزام به تنظیم سند رسمی و سایر دعاوی ترافعی مالکیتی، اصولاً در صلاحیت دادگاه است و نباید صرفاً به دلیل ارتباط ملک با مقررات اصلاحات ارضی به شورای اصلاحات ارضی ارجاع شود. در عین حال، مطابق رأی وحدت رویه ۷۰۲، اختصاص صلاحیت خاص به سازمان اصلاحات ارضی به معنای سلب صلاحیت عام دادگاهها نیست و شخص متضرر از تصمیم مرجع اصلاحات ارضی میتواند برای احقاق حق به مرجع قضایی صالح مراجعه کند. بنابراین، ملاک اصلی تشخیص صلاحیت شورا، ماهیت موضوع است: اگر موضوع رفع اشتباه در اجرای مقررات اصلاحات ارضی یا تنظیم سند آن باشد، شورا صالح است؛ اما اگر موضوع مستلزم ایجاد، سلب، انتقال یا تغییر حق مالکیت و حل یک اختلاف ترافعی باشد، رسیدگی در صلاحیت دادگاه خواهد بود.